جلسه دفاع یک رساله دکترا
پایان نامه ای با عنوان «طراحی و اعتبار یابی الگوی مطلوب برنامه درسی مساله محور در مراکز یادگیری الکترونیکی دانشگاه های دولتی شهر تهران» روز دوشنبه (نهم دی ماه) در دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی توسط آقای عیسی برقی دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی برگزار شد. با توجه به عنوان رساله تیم راهنمایی و داوری این رساله ترکیبی از اساتید رشته برنامه ریزی درسی و تکنولوژی آموزشی بودند. در این جلسه مسائل متعددی مطرح شد که از آن جمله دو نکته زیر برای بنده جالب توجه بود:
اول) بعضی از داوران و اعضای تیم راهنما عنوان این پژوهش را بین رشته ای تلقی می کردند. به عبارت دیگر عنوان می کردند که این موضوع پژوهش بین رشته برنامه ریزی درسی و تکنولوژی آموزشی است. بدون تردید برای قضاوت درباره این موضوع باید ابتدا به حدود و ثغور و گستره هر یک از رشته های برنامه ریزی درسی و تکنولوژی آموزشی نگریست. کدام تعریف، کدام رویکردها و نظریه ها حدود این رشته ها را دقیق مشخص کرده است تا بتوان بعضی از موضوعات را که بین این دو قرار می گیرند، بین رشته ای تلقی کرد.
واقعیت این است که حدود و گستره این دو رشته به قدری به هم متصل و در هم تنیده است که می توان این سوال را مطرح کرد، کدام موضوع که پژوهشگران این دو رشته برای پژوهش انتخاب می کنند، بین رشته ای نیست؟
دوم) ابهام دوم از اینجا شروع شد که یکی از داوران مطرح کرد؛ تفاوت برنامه درسی مساله محور الکترونیکی با غیر الکترونیکی در چیست؟ گرچه این سوال واقعا جدی و دقیق است اما در جلسه دفاع زمان کافی برای طرح و تحلیل این بحث وجود نداشت. محیط یادگیری الکترونیکی به سبب داشتن ویژگی های؛ امکان دسترسی به اطلاعات بیشتر، قابلیت تعاملی، امکانات مشارکتی، شخصی سازی محیط یادگیری، همزمانی و ناهمزمانی و حذف فاصله ها از محیط حضوری متفاوت است. ممکن است در محیط یادگیری حضوری نیز این قابلیتها وجود داشته باشد ولی در محیط الکترونیکی اتکاء به این قابلیت ها بیشتر است. بنابراین برنامه درسی مساله محور الکترونیکی و حضوری از لحاظ مبانی هر دو سازنده گرا و پراگماتیستی باید باشند ولی در طراحی عناصر برنامه درسی مساله محور الکترونیکی شامل اهداف، محتوا، فعالیت ها، منابع، شیوه های تدریس و ارزشیابی می توان از امکانات تعاملی، چندرسانه ای، اطلاعاتی، ارتباطی و شخصی سازی در راستای تدوین برنامه درسی مساله محور بیشتر بهره گرفت. به طور کلی می توان گفت دانشگاه ها بر اساس رسالت ها و ماموریت هایی که جامعه اطلاعاتی برای آنها تعیین می کند باید به سمت برنامه درسی مساله محور حرکت کنند و الزاما دانشگاه جامعه اطلاعاتی دانشگاه مساله محور است و برنامه درسی آن نیز باید مساله محور باشد. دانشگاه ها اعم از حضوری و الکترونیکی(مجازی) باید از امکانات فناورانه برای تسهیل تدارک برنامه درسی مساله محور بهره گیرند. در محیط یادگیری الکترونیکی می توان با توجه به امکانات فناورانه اهداف منعطف و مساله محور تدوین کرد، در تهیه محتوا از امکانات چندرسانه ای، ابررسانه ای و تعاملی بهره گرفت، فعالیت های یادگیری متنوع و مساله محور در نظر گرفت، منابع یادگیری متنوع و چندگانه ای تدارک دید، شیوه های تدریس و روش های ارزشیابی گوناگونی در راستای مساله محور کردن برنامه درسی به کار گرفت.
البته نکته دیگری که در راستای این بحث مطرح می شد، استفاده از امکانات الکترونیکی در محیط های یادگیری حضوری بود. مطابق تقسیم بندی های ارائه شده از شیوه های تلفیق فاوا با برنامه درسی، استفاده از امکانات فناورانه در محیط های کلاسی حضوری با محیط های یادگیری مجازی متفاوت است و در بحث ها باید بین این دو تمیز قائل شد.