در سالی که گذشت
چنین تفکری مرا بر آن داشته که بعد از اتمام دوره دکترا ارتباط خود را با محافل علمی مرتبط حفظ و تقویت کنم و به فعالیت های پژوهشی بیشتر از قبل علاقمند باشم. از بین باورهایی که در دوره دکترا در من تقویت شده نگاهم به کارهای علمی است که متاسفانه با ورود به دانشگاه و گروه فرهنگ رایج دانشگاهی را با ان در منافات دیدم.
معمولا برخی از هیات علمی ها یا تلاشی در جهت تولید علمی انجام نمی دهند و یا اغلب با انگیزه کسب امتیاز انجام می دهند. در این بین کارخوب و علمی معنای چندانی ندارد.
چندی پیش به مغازه مرد هنرمندی رفتم که کارهای دستی و هنری خود را به معرض نمایش گذارده بود و بعضی از آنها را نمی فروخت. وقتی از او درباره قیمت سوال کردم، گفت "این کار قیمت ندارد. برای دلم کار کرده ام" و در حین حال کارهای فروشی اش را هم به قیمت واقعی می فروخت.
به نظرم چه قدر زیباست که از ایشان درس بگیریم. هر کاری را برای امتیاز انجام ندهیم بلکه کارهای اصیل و خوب با امتیاز قابل ارزیابی نیستند و به عبارتی هر کاری را به امتیاز نفروشیم. از طرفی ارزش مادی و معنوی کارهای علمی را واقعی تعیین کنیم.
متاسفانه رواج تفکر امتیاز و ارتقاء یکی از آسیب های انجام کارهای اصیل و خوب علمی در دانشگاه ها است.