یکی از دانشجویان گرامی نظری را محترمانه در وبلاگ ارائه کرده بودند، که به این مضمون " بنده که از آموزش الکترونیکی صحبت می کنم آیا درباره مسائل فرهنگی و زیرساخت های آن فکری کرده ام " و ادامه مباحث ایشان به این نکته اشاره داشت که ما استادها باید از بحث های نظری دست شوئیم و به قول شوآب صاحب نظر برنامه درسی به سمت عمل گام برداریم.

بنده ضمن تقدیر از این قبیل نظرات، بر این باورم ما باید نظر و عمل را همسو جلو ببریم ولی به هر دلیلی متخصصان دانشگاهی در تصمیم گیری های آموزشی کمتر دخالت داده می شوند. آموزش الکترونیکی هم به مانند برخی مسائل دیگر تصمیم گیری هاش غالبا با مشورت متخصصان صورت نمی گیرد. گرچه این خلاء وجود دارد ولی آن را نمی توان دلیلی بر کنار گذاشتن آموزش الکترونیکی از مباحث تخصصی علوم تربیتی و برنامه درسی یا تکنولوژی اموزشی دانست. البته اگر اینگونه نگاه کنیم باید مجدد بنگرییم که چند مورد از مباحث فعلی رشته های تخصصی آموزشی در کلاس های ابتدایی، راهنمایی، متوسطه و دانشگاه  به کار گرفته می شود؟

گرچه ایده آل این است که نظر از عمل و عمل از نظر تاثیر متقابل بگیرند ولی غالبا نظر جلو تر از عمل حرکت می کند و در این شرایط تاسف بار خواهد بود اگر ما نظر را تعطیل کنیم تا موقعیت عمل به آن برسد امروزه این نکته برای اغلب موضوعات ما همین گونه است. برخی ها با ملاحظه شرایط ناگوار موقعیت اجرا معتقدند که ما باید متناسب با موقعیت بومی نظریه پردازی کنیم ولی باید دانست نظریه پردازی صحیح برای نجات عمل از شرایط ناگوار متفاوت از نظریه پرداز متناسب با شرایط ناگوار است.

بنابراین بنده و همکارانم باید با کمک شما دانشجویان مستعد بتوانیم راه حل های مورد نیاز برای مسائل فرهنگی مرتبط با یادگیری الکترونیکی و فناوری اطلاعات، مسائل زیرساختی و  غیره پیدا و به مسئولان پیشنهاد کنیم. پاک کردن صورت مساله راه حل نیست و پدیده عظیمی مانند فناوری اطلاعات را نمی توان به تسامح  به امروز و فردا سپرد بلکه باید برنامه ای برای آن و آموزش آن داشت.