تفکر تربیت گلخانه ای در جامعه اطلاعاتی
نظام مدرسه ای و تربیت رسمی یکی از نمادهای دوران انقلاب صنعتی است که در یک قرن اخیر به نظام تربیتی ایرانیان وارد شده است. ویژگی اصلی این نظام تربیت مدرسه ای موضوع محوری و تاکید بر برخی از ابعادی است که در رشد و تعالی فرد موثر هستند. چنین تفکری به دوران قبل از نظام آموزش رسمی نیز رسوخ کرده و والدین تلاش می کنند تا کودکان را برای حضور موفق در مدرسه آماده سازند. این تلقی ها از تربیت در دوران مدرسه و قبل از آن موجب شده تا کودکان از محیط طبیعی و واقعی تربیت دور شوند.
منشاء رواج چنین تلقی از تربیت را می توان از جهات فردی و اجتماعی مورد بررسی قرار داد. از جهت فردی والدین و معلمان غالبا در فکر و عمل تلقی درستی از تربیت ندارند و حضور موفق در مدرسه یا کسب نمرات تحصیلی بالا را معادل تربیت صحیح در نظر می گیرند. از جهت اجتماعی نیز عواملی مانند آپارتمان نشینی، اشتغال تمام وقت والدین، رواج بی رویه بازی های دیجیتالی و رقابت های والدین به آن دامن زده است. امروزه در بین نظریه های تربیتی شواهد گوناگونی می توان یافت که ضمن رد این گونه برداشت ها از تربیت، آن را آفت تربیت صحیح برای شهروندان جامعه اطلاعاتی در نظر می گیرند.
از بین این نظریه ها می توان به نظریه هوش های چندگانه گاردنر، نظریه تلفیق در برنامه درسی مدارس، نظریه تلفیق فاوا با برنامه درسی مدارس موسوم به اسکول پلاس(school+) و نظریه اسلامی جامع نگر اشاره نمود. پیام نظریه هوش های چندگانه در نظام تربیتی این است که نباید هوش آدمی را محدود به هوش منطقی ریاضی دانست و رسالت مدارس و والدین را پرورش آن تلقی کرد. نظریه تلفیق در برنامه درسی بر این نکته تاکید دارد که نظام تربیتی مدرسه ای باید به سوی تربیت طبیعی و واقعی برگردد و از موضوع محوری صرف دست شوید. همچنین مکانیزم های موسوم به اسکول پلاس بر این اندیشه استوار است که در سایه توسعه فاوا(فناوری اطلاعات و ارتباطات) باید دانش آموزان در داخل و بیرون از مدرسه به طور مستمر در جریان مسائل تربیتی قرار گیرند و تربیت به مدرسه و محیط گلخانه ای آن محدود نگردد. به علاوه در تفکر تربیت اسلامی دائم بر جامع نگری تاکید شده و از تفکر تک بعدی و تربیت تک ساحتی اجتناب شده است.