طراحی آموزشی و برنامه ریزی درسی چه تفاوت هایی با یکدیگر دارند؟
این سوالی است برای دانشجویان و پژوهشگرانی که به صورت تخصصی حوزه رشته های برنامه ریزی درسی و تکنولوژی آموزشی را دنبال می کنند. اخیرا در وبلاگ دوست بزرگوارم آقای سعید صفایی موحد مطلبی در این باره دیدم و پس از مطالعه نظرات خوانندگان وبلاگ یکی دو نظر را واقعا به عنوان یک دغدغه اساسی در جمع افراد متخصص این حوزه یافتم. البته این سوال برای بنده پیشینه بلندی دارد. به عنوان فردی که در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته تکنولوژی اموزشی و در مقطع دکتری در رشته برنامه ریزی درسی تحصیل کرده و بعد از آن نیز در هر دو حوزه تدریس و تحقیق می کنم چنین دغدغه ای شاید بجا باشد.
این موضوع در نوشته های صاحب نظران ایرانی به نحوی مطرح شده است که چندان به رفع تعارض موجودکمک نمی کند. نظیر اینکه مهر محمدی در کتاب "نظرگاه ها و دیدگاه های برنامه درسی" بیشتر بحث آموزش و طراحی آموزشی را بعدی از اجرای برنامه درسی تلقی کرده است و فردانش در نوشته های خود نوعی رابطه طولی بین این دو مطرح کرده است. او برنامه ریزی درسی را تصمیم های کلان و کیفی در نظام آموزشی می داند و تصمیم های طراحی آموزشی را خرد و کیفی. بر اساس این ادعا برنامه ریزی درسی چندان نمی تواند با اجرای برنامه درسی سرو کار داشته باشد. با لطبع چنین تعیین حدود را برنامه ریزان درسی قبول ندارند.
به هر حال بنده این بحث را قبلا یک بار در وبلاگ مطرح کردم و در برخی کلاس های درس نیز این موضوع به نحوی طرح می شود. مطالعاتی که بنده برای پاسخ دهی به کنجکاوی خود درباره این موضوع انجام داده ام نشان می دهد: این دغدغه بیش از آنکه موضوع بحث دپارتمان های تخصصی در بین صاحب نظران جهانی باشد، نوعی دغدغه وطنی و ایرانی است. دلایل این ادعا را هم می توان به قرار زیر در نظر گرفت:
۱- در برخی از دانشگاه های معتبر جهانی رشته با عنوان"curriculum and instruction" وجود دارد. این رشته به بحث طراحی آموزشی و برنامه درسی می پردازد.
2- بررسی پایان نامه های رشته برنامه ریزی درسی و تکنولوژی نشان می دهد که حدو ثغور موضوعی بین این دو رشته با دلایلی که در ایران مطرح می شود، چندان مطابقت ندارد.
به نظر می رسد پژوهشگران و صاحب نظران ایرانی نیز در عرصه عمل چندان به این تفاوت ها عنایت ندارند مگر زمانی که منافع دانشگاهی شان ایجاب کند!؟