مطالب اين قسمت را با اين سوال آغاز مي کنم« پژوهش در رشته هاي گوناگون چه شباهت ها و تفاوت هايي با يکديگر دارند؟»

به طور مسلم اگر تحقيق يا پژوهش را تلاشي براي درک حقيقت يک موضوع يا مساله و يا ارائه راه حل به يک مساله بدانيم، پي به اين مي بريم که روش هاي پژوهش در رشته هاي گوناگون شباهت هاي زيادي به يکديگر دارند و تفاوت هاي آنها نيز غالبا ناشي از موضوع پژوهشي آنهاست. بنابراين مي توان گفت، که بخشي از روش هاي پژوهش در اغلب رشته ها مشابه و بخشي ديگر متفاوت است. در سال هاي اخير پژوهش هاي کيفي در زمينه هاي گوناگون علوم به ويژه علوم انساني رشد چشم گيري يافته است. اين مهم در علوم تربيتي و بخصوص در رشته برنامه درسي به طور وسيع در حال توسعه است. به طوري که امروزه بخشي زيادي از رساله هاي دکتري و پژوهش هاي اين رشته به روش کيفي انجام مي شود.

چند روز پيش در برنامه دو قدم مانده به صبح شبکه چهار يکي از پژوهشگران و  بازيگران  سينما و تئاتر آقاي رضا کیانیان از پژوهشي که انجام داده بود، سخن گفت. بدين شرح:

 ايشان پژوهشي با عنوان « مهارت هاي کارگردانان موفق» انجام داده بود. براي اين کار ابتدا با چند کارگردان موفق ايراني و سپس با چند کارگردان آمريکايي مصاحبه کرده بود. در گام بعدي يافته هاي حاصل از مصاحبه ها را تحليل و نتيجه آن را  به صورت کتاب منتشر کرده بود.

 به گفته ايشان اين کتاب اکنون در يکي از دانشگاه هاي سوئد به عنوان يک منبع دانشگاهي تدريس مي شود ولي در ايران هنوز حتي از سوي جامعه متخصصان بازخوردي ( نظر موفق يا مخالف) به اين کار ارائه نشده است.

آنچه که از اين  برنامه تلويزيوني برايم جالب بود، دو نکته متفاوت زير بود:

-        شيوه هاي پژوهش کيفي در اغلب زمينه هاي علوم انساني بسيار کارآمد و موثر است.

-         جامعه علمي و دانشگاهي ما در برابر توليد علوم  رسالتي دارد ولي توجه جدي به آن ندارد.

حال دو سوال مهم؛

۱-          چه تفاوت ها و شباهت هاي پژوهش  در رشته هاي مختلف را در چه بخش هايي بايد جست و جو کرد؟ 

۲-          چرا جامعه دانشگاهي و متخصص ما به طور جدي به توليد علم يا کاربردي کردن پژوهش ها تلاش نمي کند؟