موضوعات پژوهشی در حوزه فناوری اطلاعات

یکی از مسائلی که در کلاس های درس روش تحقیق به دانشجویان تحصیلات تکمیلی تاکید می شود؛ انتخاب موضوعات پژوهش پذیر است. عده زیادی از دانشجویان علوم انسانی به پژوهش در حوزه فناوری اطلاعات مرتبط با رشته خود علاقمند هستند ولی غالبا آن را پژوهش ناپذیر می یابند. در سال ها و ماه های اخیر با دانشجویان زیادی از حوزه های مختلف علوم انسانی تعامل داشته ام که برای یافتن موضوع پژوهشی مرتبط با فناوری اطلاعات به طور جدی تلاش می کنند و اغلب با پژوهش ناپذیری آن مشکل دارند.

به عنوان یک پژوهشگر " آیا موضوعی که ظاهرا پژوهش ناپذیر به نظر می رسد باید از حوزه پژوهش کنار گذاشت؟" به طور حتم اگر پژوهشگر با نگاه یک دانشمند به سراغ موضوع یا مساله بود، بدون  شک آن را پژوهش پذیر خواهد ساخت. با این نگاه در 20 سال اخیر پژوهش های کیفی در حوزه علوم انسانی و به وِیژه علوم تربیتی مرد توجه جدی قرار گرفته است. در حوزه فناوری اطلاعات نیز زمانی که ما از زاویه نگاه پژوهش کمی موضوعات را می بینیم برخی از آنها را پژوهش ناپذیر می بینیم . لیکن بسیاری از پژوهش های انجام شده در دنیا در زمینه فناوری و یادگیری(یادگیری الکترونیکی، آموزش مجازی) با استفاده از رویکرد کیفی و به ویژه روش مطالعه موردی انجام می شود. از این رو جهت گیری به سمت پژوهش های کیفی( مانند مطالعه موردی) می تواند پژوهش در زمینه فناوری اطلاعات را برای برخی از دانشجویان گرایش های مختلف علوم انسانی تسهیل کند.    

طراحی محیط های یادگیری الکترونیکی

با گسترش محیط های یادگیری الکترونیکی یا مجازی، سامانه های مدیریت یادگیری (LMS ) گوناگونی طراحی شده است. بلک بورد، فرست کلس، وب سی تی و .... نمونه هایی از سامانه های مدیریت یادگیری هستند که فرآیند آموزش الکترونیکی از ابتدا تا انتها ثبت می کنند. برخی از صاحب نظران معتقدند این سامانه ها بیشتر از دید فنی و مدیریتی فرآیند آموزش الکترونیکی را کنترل و مدیریت می کنند. طراحان این سامانه ها اغلب افراد فنی یا مهندسانی هستند که مکانیزم های اداره و کنترل آموزش حضوری را در این سامانه ها می گنجانند. صاحب نظران( مانند تری اندرسون) با انتقاد از این رویکرد درباره این سیستم ها می گویند؛ سیستم های مدیریت آموزش نه سیستم یادگیری.

با گسترده شدن این انتقادات از سامانه های مدیریت یادگیری رویکردی جدیدی در طراحی سامانه های مدیریت یادگیری پا گرفته، که بر طراحی نرم افزارهای جمعی(social software ) تاکید دارد. این نرم افزارها ابزارهای شبکه ای هستند که به یادگیرنده امکان می دهند تا با در کنترل داشتن زمان، مکان، نحوه حضور، فعالیت، هویت و شیوه ارتباط  به کمک دیگران یاد بگیرد. مبنای نظری طراحی این گونه نرم افزارها نظریه یادگیری سازنده گرایانه است که بر مشارکت، تعامل و فعال بودن در یادگیری تاکید دارد. از مدت ها پیش در فکر تدوین مقاله ای با درباره سامانه های مدیریت هستم و امیدوارم بتوانم در آینده نزدیک نوشته ای در این زمینه عرضه کنم.