یکی از مهم ترین مزیت های فناوری اطلاعات دسترسی آسان  و سریع به منابع اطلاعاتی است. لیکن این دسترسی به معنی تولید آسان آثار علمی نظیر کتب و مقالات نیست. متاسفانه در ایران نه قانون مشخصی برای حفظ حق معنوی مولف وجود دارد و نه  در عرف مردم قباحت این کار شناسانده شده است. تجاربم را به صورت روایت گونه در این زمینه به شرح زیر ارائه می کنم.

در دوران کودکی یکی از علمای محل شعری را به زبان مادری مان می سرود و ما آن را با اشتیاق خاصی می خواندیم. بعد ها همان شعر را با همان ابیات در دیوان یکی دیگر از علمای محل یافتم. گویا عالم اولی این شعر را به اسم خودش جا زده بود که عملا به عالم دوم تعلق داشت.

در دوره کارشناسی نوشته های برخی از نویسندگان علوم تربیتی را به همراه هم اتاقی ها از منظر رعایت امانت داری نقد دانشجویی می کردیم. در دوره کارشناسی ارشد کپی  پایان نامه ها را می دیدم که برخی ها فقط فصل دوم و معدودی نیز کل کار از یک دانشگاه گرفته و در دانشگاه دیگر عرضه می کردند البته این روند هنوز هم به قوت خودش تداوم دارد!؟ جالب تر اینکه چند ماه پیش پژوهشی را برای یکی از موسسات به همراه یکی از دوستان بزرگوار انجام دادیم و قرار شد این کار توسط چند نفر از اعضای جلسه ارزیابی و بازخورد آن به ما ارائه شود. بعد از دو هفته دیدم یکی از این اعضا بخش زیادی از همان کار را در طرحی گنجانده و بدون هیچ تغییری ارائه کرده است و از این جالب این نکته که همان طرح را به ای میل من  ارسال کرده تا ارزیابی کنم!

فناوری اطلاعات به کسانی که مقید به عرف و قانون نیستند، امکان داده تا با حداقل زحمت کارهای علمی دیگران را با تغییر فونت، حاشیه و کپی و  پیست به اسم خودشان عرضه کنند. در چنین شرایطی صاحبان فکر به جای فکر تولید فکر به فکر  راه های مراقبت از فکر هستند.  امید واریم مسئولین دست اندرکار هر چه سریعتر به فکر تدوین قانون مربوط به کپی رایت باشند. البته این معضل محدود به دانشگاه، دانشجو ، مدرسه، کتاب و مقاله نیست بلکه شامل فیلم، موسیقی، طرح ایده وهزاران چیز دیگر نیز می شود.